لسان الملك سپهر

2245

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

مردم را به نافرمانى خدا جويد ستايشگرانش مذمتگر شوند ] . من التمس رضى اللّه بسخط النّاس ، رضى اللّه عنه ، و ارضى عنه النّاس ، و من التمس رضى النّاس بسخط اللّه ، سخط اللّه عليه و اسخط عليه النّاس [ هر كه رضاى خدا به خشم مردم جويد خدا از او خشنود شود و مردم را از او خشنود كند و هر كه رضاى مردم به خشم خدا جويد خدا بر او خشمگين شود و مردم را با وى خشمگين كند ] . من اذنب فى الدّنيا فعوقب به ، فاللّه اعدل من ان يثنّى عقوبة على عبده [ هر كه در دنيا گناهى كند و عقوبت آن ببيند خدا عادل‌تر از آن است كه عقوبت خويش را بر بنده تكرار كند ] . و من اذنب ذنبا فستره اللّه عليه و عفى عنه فى الدّنيا ، فاللّه اكرم من ان يعود فى شىء قد عفى عنه [ هر كه گناهى كند و خدا در دنيا گناه وى را بپوشد و ببخشد ، خدا كريمتر از آن است كه در بخشيدهء خود بازنگرد ] . من سمّع النّاس بعمله سمّع اللّه به اسامع خلقه : كسى كه از در ريا و سمعه عمل خود را گوشزد مردمان كند ، خداوند كردار او را با مردمان بشنواند . من احسن صلاته حين يراه النّاس ، ثمّ اساءها حين يخلو ، فتلك استهانة استهان بها ربّه [ هر كه در حضور مردم نماز خويش نيكو كند و چون به خلوت رود آن را بد گزارد اين اهانتى است كه به پروردگار خويش مىكند ] . من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنكر ، لم تزده بها من اللّه الّا بعدا . [ هر كه نمازش از ناسزا و بدى بازش ندارد به نماز از خدا دور تر شود ] . من مشى الى طعام لم يدع اليه دخل سارقا و خرج معيّرا . كسى كه حاضر شود بر خوان طعامى كه او را نخوانده باشند چون دزد داخل مىشود ، و با عار بيرون مىرود . من كان وصلة لاخيه المسلم الى ذى سلطان بمنهج برّ او تيسير عسر ، اعانه اللّه على اجازة الصّراط يوم تدحض فيه الاقدام [ هر كس پيش صاحب قدرتى براى برادر مسلمان خويش در موضوع خيرى يا در گشودن مشكلى وسيله خير شود ، روزى كه قدمها بلغزد خدا وى را بر عبور از صراط اعانت كند ] . من نزل على قوم فلا يصومنّ تطوّعا الّا باذنهم : كسى كه بر قومى فرود شود جز به